خرید بک لینک


مَرَّ شَيخٌ مَكفُوفٌ كَبيرٌ يَسألُ. فَقالَ أميرُالمُؤمِنينَ: ما هذا؟ فقالُوا : يا أميرَالمُؤمِنينَ! نَصرانيٌّ. فَقالَ : استَعمَلتُمُوهُ حَتّى إذا كَبُرَ و عَجَزَ مَنَعتُمُوهُ ، أنفِقُوا عَلَيهِ مِن بَيتِ المالِ

پير مرد فرتوت و نابينايى، در حال گدايى، [بر اميرمؤمنان علیبنابیطالب علیهالسلام] گذشت.


امیرالمؤمنین فرمود: اين مرد كيست و چرا گدايى مى كند؟


جواب گفتند: "ای امیرالمؤمنین، نصرانى(مسیحی) است"


پس [حضرت علی] فرمود: تا آن زمان كه قدرت كار كردن داشت از او كار كشيديد و اينك كه پير شده و قدرت كار كردن ندارد، از تأمين روزى وى دريغ مى ورزيد؟ از بيت المال به او انفاق دهید.

وسائل الشيعه، جلد15، صفحه66

برچسب: داستان حضرت علی و پیرمرد مسیحی, نویسنده: حدیث میرزاده تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:43

صفحه بندی