خرید بک لینک

ادعای مسیحیان: آموزۀ تثلیث از همان قرون اولیه و از زمان سنت شفاهی در میان مسیحیان اولیه بوده است. سرودهای مسیحیان اولیه نشانگر باور آنها به الوهیت مسیح هست. خواهشا توجه کنید این مدارک از قرون اولیه بسیار مهم هست همانطور که وقتی مدرک و سندی از قرون اولیه اسلام کشف میشه بسیار با ارزش هست نشان از طرز تفکر و عقاید ان زمان هست.

پاسخ:

شما ابتدا از بنده بپرسید که آیا معتقد هستم که تثلیث در قرون وسطی ایجاد شد، یا خیر، و بعد چنین بحثی را باز کنید. خیر بنده معتقد هستم که تثلیث از همان اوایل، ولی نه توسط عیسی و حواریونش و حتی پولس، مطرح شده است. از قرار معلوم، به لحاظ تاریخی، نخستین بیان از آن، مربوط به سال 170 میلادی و توسط تئوفیلوس اهل انطاکیه بوده است.[1] ولی حتی اگر زمان خود حضرت عیسی(ع) هم عده ای به تثلیث اعتقاد داشتند و جایگاهی در کلیسا می داشتند، باز هم وقتی عیسی(ع) و حواریونش و پولس تثلیث را آموزش ندادند، و لذا کسانی نیستند که شما به آنها می گویید پیامبر، و باید حجیتشان رو خودتان ثابت کنید. مسئله ابداً زمان تکوین تثلیث نیست. شما گویا فکر کرده اید ما به این خاطر می گوییم تثلیث بدعت است که زمان مطرح شدنش، با زمان حضرت عیسی(ع) فاصله زیادی داشت. خیر این بحثها نیست. مسئله بر سر چیز دیگری است و بدعت بودن، فقط به واسطۀ زمان نیست.

همین مسئله در مورد سرودهای قرن اوّلی که به الوهیت مسیح اشاره دارند، نیز صدق می کند. آیا به این دلیل که از لحاظ تاریخی عده ای در قرن اوّل چنین باوری داشتند، دیگر مسئله بدعت نیست؟ آیا باید بدعت در قرون بعدی رخ بدهد تا بدعت باشد؟ بدعت چیزی است که در دین نبوده و وارد دین شده است، نه پشتوانۀ یقینی نقلی دارد و نه پشتوانۀ قطعی عقلی؛ حال فرقی ندارد که در قرن اوّل ایجاد بشود یا در قرن بیست و یکم.

بله به لحاظ تاریخی، در قرن اوّل باور به تجسد[و الوهیت مسیح] و در اواخر قرن دوم باور به تثلیث، مطرح شده است، ولی اینکه این امور در این زمانها ذکر شده اند، نشانگر بدعت بودن یا بدعت نبودن نیست. مهم این است که مسیحیان قرن اوّلی و مسیحیان اواخر قرن دوم، روی چه منطقی به تثلیث رسیدند؟

عنایت دارید که بدعت خوارج نیز، در همان قرن اوّل و حدود سی سال پس از رحلت پیامبر، با سوءتفسیر یک آیه از قرآن، آغاز شد، ولی باز هم بدعت بود، زیرا نه امور نقلی یقینی آنرا تأیید می کنند و نه عقل سلیم آنرا می پذیرد. پس اختلاف زمانی مهم نیست، بلکه مهم این است که این مسئله روی چه حسابی وارد باور مسیحی شده است. مسئله این است که کدام پیامبر آنرا آموزش داده است؟ مسئله این است که کسانی که آیات کتاب مقدس را اینگونه تفسیر کردند، روی چه حسابی تفسیر خود را صحیح انگاشتند؟

منبع: مناظرۀ مسیحی-مسلمان: تثلیث در تاریخ و عقل و نقل



[1] Theophilus of Antioch, To Autolycus, II.XV (retrieved on 19 December 2006).

برچسب: نویسنده: حدیث میرزاده تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:43

صفحه بندی